چگونه احساساتتان را حس کنید 

چگونه احساساتتان را حس کنید 
امتیاز به این post

حس کردن احساسات خود، بر عکس باور قدیمی که آن را نشانه ضعف می داند  – کار بسیار سختی است. و برای همین است که تکنیکهای زیادی را برای حس نکردن احساساتمان اجرا می کنیم مانند: نوشیدن آب، پرخوری، قمار کردن و خود را بیش از حد مشغول نگه داشتن. اما آنطور که مشخص شده یادگیری نحوه حس کردن احساسات خود  ( نه فقط فکر کردن یا دفن کردن آنها در خود ) برای رشد و پیشرفت ما و رسیدن به آنچه که بیشترین اهمیت را برایمان دارد ضروری است .

اما چرا ما به عنوان انسانهایی که احساساتی پیچیده داریم، نمیتوانیم به مقدار کافی آنها را حس کنیم؟ دکتر ویکتوریا بِکنِر، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو در مجله روان شناسی امروز چنین می نویسد که : « عملکرد احساس ایجاد رفتار سریع است  . از نظر تکاملی احساسات به منظور ایجاد یک واکنش رفتاری سازگار با محیط زیست طراحی شده اند .  احساسات برای آهسته کردن سرعت پاسخهای ما و برای آنکه آنها را احساس کنیم، طراحی نشده اند. »

او ادامه می دهد که :  « هر گونه دوری کردن یا تلاش برای کاهش یا کنترل احساسات باعث می شود مشکلات بنیادین در زیر آنها حل نشده باقی بمانند. ضروری است تا مهارت حس کردن احساسات را بیاموزیم زیرا احساسات ما نشان دهنده موضوعاتی هستند که برای ما مهم می باشند . ممکن است به این دلیل ناراحت باشیم که خواهان ارتباط بیشتری هستیم، یا به دلیل بدرفتاری یا بی عدالتی عصبانی باشیم. تنها زمانی که این احساسات ناخوشایند را حس کنیم میتوانیم ظرفیت های جدیدی را در درون خود کشف کنیم، از نشان دادن رفتارهای واکنشی و تخریبگر دوری کنیم و  آگاهانه کارهایی را در راستای خدمت به ارزشهای عمیق درونی مان انجام دهیم.

حتما بخوانید:   از کجا بفهمیم که یک دختر از ما خوشش می آید

اگر تا به حال روی ارتقای فردی خود کار کرده باشید حتما عباراتی چون توجه کردن به احساسات خود را شنیده اید  – اما این جمله به چه معناست؟ چگونه میتوانیم احساساتمان را به طور تمام وکمال حس کنیم؟

گام اول : احساسات خود را شناسایی کنید

گونتر می گوید اولین گام پاسخ به این سوال است که : احساسات در حال ربودن چه چیزی از شما هستند ؟ اگر در حال خوشگذرانی با عشق خود هستید و ناگهان نگران می شوید، علت چیست؟ احساس خود را نام ببرید گویی که یک گزارشگر هستید مثلا بگویید : من احساس ترس و نگرانی می کنم.

گام دوم : آن را تحلیل نکنید

صبر کنید چه؟ آیا نباید آگاهانه احساسات خود را بررسی کنیم تا بفهمیم در ذهن و بدن ما چه چیزی ایجاد شده است؟ خیر. کاملا برعکس. به احساسات خود فکر نکنید. داستان نسازید. در این گام به طور فعال از ساخت داستانهایی درباره احساسات خود خودداری کنید. داستانهایی چون : « من لیاقت این عشق را ندارم » یا  « احتمالا این کار را نیز خراب میکنم » . این افکار مغز ما را مجاب می کنند تا دلایل بیشتری برای ترسیدن بسازیم. وقتی این کار را انجام دهید یعنی به احساساتتان فکر می کنید. و هر چه بیشتر به احساساتتان فکر کنید، تشدید می شوند .

گام سوم : ارزیابی کنید که احساسات از کدام قسمت بدنتان جاری می شوند

چشمانتان را ببندید. نفس عمیق بکشید و نظاره کنید  : این حس در کجای بدنتان قرار دارد ؟ آیا در سینه، شکم یا گلوی شماست؟ در آن غرق شوید. به آن توجه کنید. به یاد داشته باشید که : ما برای ایجاد داستان یا استدلال کردن احساساتمان اینجا نیستیم. فقط احساستان را حس کنید. اگر مغزتان نیاز به انجام کاری دارد، حسی که در بدنتان ایجاد می کند را توصیف کنید . مثلا بگویید « قفسه سینه ام درد می کند. انگشتان پایم گز گز می کنند. نفسم بریده بریده می شود »

حتما بخوانید:   ۵ تفاوت عمده میان افسردگی و ناراحتی

گام چهارم : به آن بدمید

به احساسات خود بدمید، برایشان انرژی بفرستید. میتوانید انرژی شفابخش یا مثبت بفرستید. هیچ تفاوتی نمی کند. فقط روی حس فیزیکی تمرکز کنید  و بگویید« من ترسم را قبول می کنم. من خشمم را قبول می کنم.. » یا به قول نقاش و نویسنده امیلی مک داول: گریه کنید. برقصید، جیغ بزیند. بالش خود را پرت کنید. هر کاری که بدنتان احتیاج دارد را انجام دهید .

گام پنجم : حرکت آن را در بدنتان مشاهده کنید 

وقتی فقط بر روی احساسات تان متمرکز هستید  توجه کنید که : آیا در اطراف بدنتان حرکت می کند؟ آیا از قفسه سینه به سمت آرواره هایتان حرکت می کند؟ آیا در حال ضعیف شدن یا قویتر شدن است؟ به جای آنکه از احساسات خود داستان بسازید، آگاهی خود را به سمت احساسات موجود در بدن تان تغییر مسیر دهید.  مسیر حرکتش را نظاره کنید. هر چه بیشتر نگاه کنید، بیشتر آن را حس می کنید و اگر به آن فکر کنید ناپدید می شود.

گام ششم : ایمان داشته باشید که شما را رها می کند

آیا همچنان در حال نفس کشیدن هستید؟ به نفس کشیدن ادامه دهید. عمیق وآرام. « اجازه دهید تا احساستان وجود داشته باشد و ایمان داشته باشید که شما را رها می کند» زمانی که حستان قابل تحمل تر ( ضعیفتر) شد، آگاهانه ذهن خود را به سمت لحظه حال برگردانید . وقتی حس ناخوشایند بروز می کند تمرکز ذهنی خود را به هر کاری که در حال انجام آن بودید برگردانید و توجه کنید که شما زنده مانده اید .  این تمرین را تا زمانی که ملکه ذهنتان شود انجام دهید .

حتما بخوانید:   آیا افراد خودشیفته برای کارهای خود احساس گناه می کنند ؟

 

از سراسر وب

  • کارخانه ظروف یکبارمصرف