علایم افسردگی وضعیتی و نحوه درمان آن

علایم افسردگی وضعیتی و نحوه درمان آن
امتیاز به این post

افسردگی وضعیتی همانطور که از نامش پیداست، در اثر اتفاقات استرس زا مانند از دست دادن عزیزان، ضربه روحی، بیماری فیزیکی یا از دست دادن شغل و غیره ایجاد می شود. معمولا در اثر تغییر شرایط بهبود می یابد. اگر علایم ادامه دار باشند، میتواند منجر به افسردگی دایمی شود. در زیر به لیستی از علایم افسردگی وضعیتی، به همراه شیوه های درمان آن اشاره میکنیم. بر اساس سازمان بهداشت جهانی، افسردگی دومین علت شایع ناتوانی یا مرگ زودرس در بین افراد ۱۵ تا ۴۴ ساله  می باشد.

افسردگی وضعیتی نوعی افسردگی غیرسندرومی است که بعد از رویدادی استرس زا رخ می دهد. در دومین ویراست از کتاب راهنمای تشخیصی و آمار اختلالهای روانی از آن به  اختلال موقعیتیِ گذرا نام برده شده و در نسخه ویرایش شده ی چهارم از آن کتاب به  اختلال سازگاری یاد شده است. در نسخه پنجم، واژه ی اختلال سازگاری به سندروم  واکنش به استرس تغییر پیدا کرده است. به زبان ساده، افسردگی وضعیتی افسردگی ای است که در پاسخ به یک عامل استرس آورِ قابل شناسایی یا یک تغییر عمده در زندگی که باعث ایجاد استرسهای فیزیکی یا عاطفی شده، بوجود می آید.

افسردگی وضعیتی، توسط حالت افسرده ای مشخص می شود که به دنبال رخدادی استرس آور می آید. نباید آن را با افسردگی بالینی( اختلال افسردگی اساسی) یا اختلال کج خلقی ( شکل مزمن افسردگی که از افسردگی بالینی خفیف تر است) اشتباه گرفت. در این شکل از افسردگی، علایم فیزیکی و رفتاری سه ماه بعد از وقوع رویداد استرس زا خود را نشان می دهند. علایم نباید هیچ ارتباطی با سایر بیماری های پزشکی داشته باشند.

عوامل موثر

افسردگی وضعیتی در پاسخ به رویدادهای استرس زا بوجود می آید که عبارتند از :

  • از دست دادن نزدیکان
  • ضررهای مالی
  • ضربه های جسمی و روحی ( تصادفات)
  • تشخیص یک بیماری جدی در فرد
  • دیدن یک صحنه جرم یا یک سانحه طبیعی
  • بحرانهای خانوادگی
  • طلاق / جدایی
  • رویدادهای تغییر دهنده زندگی مانند ازدواج، بچه دار شدن و غیره

باید توجه داشت که عامل استرس زا همیشه نباید رویدادی منفی باشد. ممکن است رویداد مثبتی باشد که باعث استرس شده است. برای مثال حتی ازدواج کردن یا خرید خانه میتواند باعث ایجاد استرس شود.

علایم افسردگی وضعیتی

افراد در هر رده سنی ممکن است دچار افسردگی وضعیتی شوند. این خصوصیات ممکن است در کودکان، نوجوانان یا بزرگسالان متفاوت باشد. کودکان و نوجوانان علایم رفتاری بیشتری نسبت به بزرگسالان از خود نشان می دهند. با آنکه از دست دادن عزیز باعث ناراحتی و بروز سایر احساسات منفی می شود، در مورد اختلال سازگاری، علایم شدیدتر از انتظارند. علایمی که ممکن است توسط فرد تجربه شود عبارتند از:

  • کج خلقی
  • اضطراب
  • احساس ناامیدی
  • احساس بی ارزشی
  • گریه کردن
  • ناراحتی
  • خستگی / کمبود انرژی
  • ناتوانی در تمرکز کردن
  • ناتوانی در تصمیم گیری
  • از دست دادن علاقه به کارهایی که قبلا از انجام آن لذت می بردید
  • مشکلات خواب
  • تغییر در اشتها
  • دوری گزیدن از خانواده و دوستان
حتما بخوانید:   ۷ نشانه دوست ساختگی

 

در مورد اختلال سازگاری با حالات افسرده، ممکن است علایم زیر تجربه شود :

 

  • روحیه ی افسرده
  • زودرنجی
  • احساس ناامیدی

اختلال سازگاری به همراه اضطراب منجر به علایم زیر می شود:

  • اضطراب
  • دلشوره
  • نگرانی
  • ترس از جدایی از افراد وابسته

در مورد اختلال سازگاری یا افسردگی وضعیتی که همراه با اضطراب و روحیه افسرده خود را نشان می دهد، ترکیبی از علایم مذکور دیده می شود.

در مورد اختلال سازگاری و اختلال در رفتار، علایم زیر دیده می شود :

  • زیر پا گذاشتن حقوق دیگران
  • شکستن هنجارها و قوانین اجتماعی

در مورد اختلال سازگاری به همراه اختلال رفتاری و عاطفی، ترکیبی از علایم فوق الذکر دیده می شود.

در اختلال سازگاری، علایم زیر قابل مشاهده است:

  • عقب نشینی اجتماعی
  • انجام ندادن کارهایی که از فرد انتظار می رود انجام دهد

برخی از علایم رفتاری این بیماری عبارتند از :

  • دعوا کردن
  • رانندگی خطرناک
  • دوری کردن از دوستان و خانواده
  • عملکرد ضعیف در مدرسه یا محل کار
  • نرفتن به مدرسه یا سر کار
  • خراب کردن اموال

افسردگی وضعیتی در برابر افسردگی بالینی

بر اساس نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آمار اختلالهای روانی، شاخص اختلال افسردگی شدید وجود حداقل ۵ علامت از ۹ علامت زیر در عرض دو هفته است.

  • حالات افسرده
  • از دست دادن علاقه یا لذت در انجام فعالیتهای روزانه
  • تغییر در اشتها
  • تغییر قابل توجه در وزن ( افزایش یا کاهش وزن ) در زمانی که فرد رژیم ندارد
  • تغییر در خواب ( بی خوابی یا پرخوابی)
  • سراسیمگی روانی یا خستگی  از عقب ماندگی
  • از دست رفتن توانایی در فکر یا تمرکز کردن
  • افکار خودکشی تکرار شونده

فرد مبتلا باید روحیات افسرده داشته  یا علاقه و  لذت در انجام تقریبا تمام فعالیتها را از دست داده باشد. این علایم باید تاثیری شدید بر روی توانایی بیمار در اداره یک زندگی نرمال را داشته باشند. همچنین این علایم نباید ارتباطی با سایر بیماری های پزشکی داشته باشند.

افسردگی بالینی به دلیل عدم تعادل در مواد شیمیایی مغز ایجاد می شود. گاهی اوقات ممکن است فردی از نظر ژنتیکی در معرض افسرده شدن باشد. افسردگی حتی میتواند نشانه ای از اختلالات سلامت روانی باشد. همچنین میتواند توسط رویدادها یا تجربیات شدید روحی روانی بوجود بیاید.

حتما بخوانید:   فواید و معایب روان درمانی آنلاین

از طرف دیگر، فردی که افسردگی وضعیتی دارد لازم نیست تمام علایم بالا را تجربه کند. به علاوه علایمی که او تجربه می کند زمانی که عامل ایجاد کننده افسردگی برطرف شود، یا زمانی که بیمار بتواند خود را با شرایط وفق دهد، از بین می روند. معمولا علایم تا ۶ ماه بعد از  پایان عامل استرس زا برطرف می شوند. اما ممکن است علایم در صورتی که فرد مدت طولانی در معرض عامل استرس زا مانده باشد، یا آن عامل عواقب طولانی مدتی داشته باشد، مدت بیشتری باقی بمانند.

افسردگی وضعیتی

تشخیص

برای تشخیص، آزمایشاتی برای وجود بیماری انجام می شوند. به جز انجام آزمایش فیزیکی و بررسی سابقه پزشکی بیمار، ارزیابی روانی نیز برای تشخیص اینکه آیا علایم در اثر اختلال روانی نظیر اختلال اضطراب، افسردگی بالینی، اختلاس استرسی پساسانحه ای یا غیره بوجود آمده یا در پاسخ به عامل استرس زا، انجام می شود. در صورت وجود بیماری روانی، روان شناسان به نسخه پنجم از راهنمای تشخیصی و آمار اختلالهای روانی مراجعه می کنند تا متوجه شوند آیا علایم نشان داده شده توسط بیمار با شاخص های تشخیصی برای هر نوع اختلال روانی مطابقت دارد یا نه.

درمان

اگر علایم بیش از دو هفته باقی بمانند، با شاخص های اختلال افسردگی اساسی مطابقت داشته و این علایم مانع از انجام فعالیتهای طبیعی فرد شوند، نیاز به مراقبت پزشکی وجود دارد. در صورتی که رویدادهای استرس زا یکی پس از دیگری اتفاق بیفتند و اجازه ندهند بیمار با شرایط کنار آمده یا بهبود یابد، احتمال تبدیل افسردگی وضعیتی به افسردگی بالینی بالا می رود . احتمال وقوع افسردگی وضعیتی بالاتر از اختلال افسردگی اساسی است زیرا استرس تبدیل به بخشی از زندگی ما شده است. ما هر از گاهی با عوامل استرس زا روبه رو هستیم.  با آنکه معمولا کنار آمدن با این شرایط یا مقابله کردن با آنها را می آموزیم، اگر علایم ادامه پیدا کنند،  و درمانی صورت نگیرد، تبدیل به علایم هشداری برای افسردگی بالینی می شوند.

 

روان درمانی

با آنکه دارو درمانی به برطرف شدن نسبی علایم کمک می کند، روان درمانی بیشتر در بهبود حال فرد از این شرایط موثر است. از آنجایی که  علایم افسردگی وضعیتی برای مدت طولانی باقی نمی مانند، مدت روان درمانی نیز طولانی نیست. گفتار درمانی قطعا جواب می دهد زیرا سرکوب کردن احساسات در وخیم تر شدن شرایط تاثیر دارد. در میان گذاشتن این حساسات با درمانگر مفید است. در طول جلسات، روان درمانگر تلاش میکند تا عامل استرس زا را شناسایی کرده، و مشخص کند که آیا آن عامل قابل حذف می باشد یا نه.  درمانگر به جز کمک کردن به بیمار برای شناسایی عامل استرس زا، تلاش میکند تا شیوه های کمک به بیمار برای مقابله با استرس را پیدا کند. درمانگر به بیمار کمک می کند تا عامل استرس زا را به شکلی کاملا متفاوت تعبیر کند تا از میزان استرسش کم شود. او همچنین تلاش میکند تا به بیمار کمک کند تا با احساسات خود روبه رو شده و مطمئن شود که بیمار به مکانیسم های مقابله ای ناسازگار از جمله مصرف بی رویه الکل یا مواد روی نمی آورد. بیمار در پاسخ به رویداد استرس زا ممکن است از خانواده یا دوستان خود عقب بکشدف که به نوبه خود باعث وخیم تر شدن شرایطش می شود. در نتیجه، روان درمانگر به بیمار در حفظ و تشکیل روابط کمک می کند.

حتما بخوانید:   ۵ چیزی که هیچ‌گاه نباید در رابطه ی عاشقانه فداکرد

دارو درمانی

دارو درمانی برای درمان اختلالات ناسازگاری ضروری نیست. اگر برخی از علایم شدید باشند، ممکن است برای برطرف کردن علایم خاص تجویز شوند. در برخی موارد، پزشکان مهارکننده های بازجذب سروتین،  داروهای ضد افسردگی سه چرخه ای، یا مهارکننده های مونوآمین اکسیداز را تجویز می کنند. اما این داروها تنها در صورتی تجویز می شوند که علایم با سایر گزینه های درمانی از بین نروند.

در حالیکه رفتار درمانی شناختی، میتواند در تشخیص احساسات منفی و تغییر آنها به افکار و اعمال مثبت ، و دارو درمانی به برطرف شدن یا کاهش شدت برخی علایم  کمک کند، حمایت اعضای خانواده و دوستان نیز کمک زیادی به آنها می کند. پیوستن به گروه خود-یاری یا خانواده درمانی به بیماران در غلبه بر افسردگی وضعیتی کمک می کند. آنها باید حمایت خود را عرضه داشته و تمایل شان برای گوش کردن به حرفهای بیماران را نشان دهند. آنها باید به بیمار در کنار آمدن با از دست دادن نزدیکان یا احساساتی که در اثر رویدادی استرس زا بوجود می آید، یاری برسانند. در جمع بندی باید گفت که بیماران باید هر کاری که لازم است برای بهبود حال خود انجام دهند. دنبال کردن رژیمی سالم و ورزش کردن، خواب کافی، داشتن یک سرگرمی یا فعالیتی که حس ارزش فردی را افزایش دهد، و گذراندن وقت با اعضای خانواده و دوستان تاثیرات مثبت زیادی دارد.

منبع psychologenie.com

از سراسر وب

  • کارخانه ظروف یکبارمصرف